تبليغاتX
غرب و آخرالزمان - تاريخچه مسيحيت صهيونيستي

غرب و آخرالزمان - تاريخچه مسيحيت صهيونيستي

صفحه اصلي

ارتباط با ما

آرشیو مطالب

خوش آمديد

منوی کاربری

  مدیریت وبلاگ
"Esmail Shahbodaghi"

تاريخچه مسيحيت صهيونيستي

بسم الله الرحمن الرحیم

      اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

مسئله اين نيست كه غربيها اعتقاد به ظهور مسيح(ع) ، امام زمان(ع) و يا اعتقاد به پيشگوئي هاي نوستراداموس دارند بلكه از اين مي‌ترسند كه اسلام و تمدن الهي، تمدن مادي آنها را از بين مي‌برد و می کوشند که در صورت صحت داشتن امر ظهور امام زمان(ع) با او مقابله کنند.

 

تاريخچه مسيحيت صهيونيستي:

با آغاز پروتستانيزم در اروپا يكي از بزرگ‌ترين انحرافات در دين مسيحيت ايجاد شد. مارتين لوتر در زمان زندگي خود بسيار تحت تأثير كتاب عهد قديم (تورات) بود. وي سعي مي‌كرد تا تفسيري از كتاب عهد جديد (انجيل) ارائه كند كه مطابق با نظريات تورات باشد. اين در حالي است كه انجيل بايد مفسر تورات مي‌بود نه بالعكس.

اين مسأله در زمان خود لوتر نيز سروصداي بسياري كرد. لوتر در كتاب خود تحت عنوان «مسيح يك يهودي، زاده شد» در سال ۱۵۲۳ م نوشت:

«يهوديان خويشاوندان خداوند ما (عيسي مسيح) هستند، برادران و پسر عموهاي اويند. روي سخنم با كاتوليك‌هاست. اگر از اينكه مرا كافر بناميد خسته شده‌ايد، بهتر است مرا يهودي بناميد».

آثار يهوديت در پروتستانيزم بسيار است. به عنوان مثال در حوزه اقتصاد، حليت ربا و به وجود آمدن اقتصاد كاپيتاليستي را به دنبال داشت.

پس از لوتر، پروتستانيزم به 3 دسته كلي تقسيم شد:

۱ـ پروتستانيزم سنتي (Mainline Protestans) اين دسته از پروتستان‌ها معتقد به رفتار مهربانانه‌ با سايرين هستند و از بقيه پروتستان‌ها تعصب كمتري دارند. مهم‌ترين دسته‌هاي ميان آنها مشيحايي‌ها، متدويست‌ها (يا مكتبي‌ها)، لوتري‌ها، كليساي اصلاح‌طلب، اسقفي‌ها و … مي‌باشند.

۲ـ انجيلي‌ها (Evangelicals)

افرادي بااحساس، از لحاظ مذهبي متعصب و متمايل به روش‌هاي نوين تفكر و انديشيدن هستند.

۳ـ بنيادگرايان (Fundamentalists)

اين افراد نيز در اعتقادات خود متعصب‌اند و تفكراتي بسيار نزديك به يهوديان صهيونيست دارند. اين گروه را در اين مقاله مسيحيان صهيونيست مي‌ناميم. فعاليت عمده اين گروه پس از جنگ جهاني دوم مشهود شد.

رويكرد كلي اين گروه در سياست‌هاي آمريكا بسيار مؤثر است.

چهار رويكرد مهم اين فرقه (كه 3 تاي اولي در سياست‌هاي آمريكا كاملاً مشهود است.) عبارتند از:

۱ـ احساس برگزيدگي الهي: آنها معتقدند خداوند آنها را برگزيده تا همه انسان‌ها را نجات دهند و راه نجات آنها از بلاياي آخرالزمان پيروي از مسيحيت است. بوش در سخنان خود در اين باره مي‌گويد:

«ايالات متحده فراخوانده شده تا آزادي را كه يكي از مواهب الهي است، به تمام مخلوقات در سراسر جهان ارزاني كند».

۲ـ احساس عميق نسبت به اينكه اكنون در آستانه آخرالزمان هستيم: از سال 1916 رؤساي جمهور آمريكا با اين مفهوم آشنا شدند و به آن معتقد شدند. اولين رئيس جمهور كه به اين مفهوم ايمان آورد، ويلسون بود. رؤساي جمهور ديگر نيز به صورت جدي دنبال مي‌كردند. معروف است كه مي‌گويند آرزوي ريگان آغاز جنگ آرماگدون به دست او بوده است. در اين باره بيشتر توضيح خواهم داد.

۳ـ تنها راه فهم و درك كامل و مطلق در بنيادگرايي است و سايرين در اين باره در اشتباه‌اند.

 هفت مرحله در آخرالزمان:

مسيحيان صهيونيست معتقد به هفت مرحله يا هفت مشيت الهي هستند كه در آخرالزمان به وقوع مي‌پيوندد. اين مراحل عبارت‌اند از:

۱ـ بازگشت يهوديان به فلسطين.

۲ـ ايجاد دولت يهود.

۳ـ موعظه شدن بني‌اسرائيل و ديگر مردم دنيا به وسيله انجيل.

۴ـ حصول مرحله وجد يا سرخوشي (Rapture) يعني به بهشت رفتن كليه كساني كه به كليسا ايمان آورده‌اند.

۵ـ دوره‌ ۷ ساله حكومت دجال (آنتي كراست ـ ضدمسيح) و فلاكت يهوديان و سايرين (به اصطلاح آنان مؤمنان)

۶ـ وقوع جنگ آرماگدون: در اين باره در ادامه توضيح خواهم داد.

۷ـ شكست لشكريان دجال و حكومت مسيح به پايتختي قدس (اورشليم). يهوديان در اين دوره به مسيح ايمان مي‌آورند.

 اهداف مسيحيان صهيونيست:

۱ـ تشويق و دلگرمي در گفت‌وگوهاي يهوديان و مسيحيان.

۲ـ مقابله با افكار ضديهودي

۳ـ آموزش با نگرش‌ به ريشه‌هاي يهودي دين مسيح: اين برنامه در 200 مدرسه با 100000 دانشجو اجرا مي‌شود.

۴ـ اقدامات بشردوستانه در ميان پناهندگان يهودي.

۵ـ مخالفت با مقامات يهودي ميانه‌رو كه به دنبال روش‌هاي مصالحه‌جويانه براي صلح در فلسطين هستند.

۶ـ سوءاستفاده از مسيحيت براي توجيه اعمال ضدحقوق بشر.

۷ـ آخرالزمان شناسي از كتاب مقدس در معرض تبديل شدن به پيشگويي منجر به واقعيت.

براي اجراي بند هفتم با تبليغ تفكرات تدبيرگرايي (يا مشيت‌گرايي ـ Dispensationalism) در ميان عموم تلاش مي‌كنند تا اين باور را به وجود آورند كه مسائلي كه رخ مي‌دهد همان است كه در كتاب مقدس آمده و ما نبايد با آنها مبارزه كنيم.

 

:نوشته شده توسط: آمده ام تا یوسف بخرم

واجعلنا من انصاره و اعوانه
اللهم عجل لولیک الفرج
onLoad and onUnload Example