غرب و آخرالزمان
صفحه اصلي
ارتباط با ما
آرشیو مطالب
خوش آمديد
منوی کاربری
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
به سوی ظهورمرکز اطلاع رسانی امام مهدی(ع)شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی(ع)شبکه اطلاع رسانی حضرت مهدی(ع)سایت رسمی مسجد مقدس جمکرانمرکز جهانی اطلاع رسانی آل بیت(ع)دبیر خانه دائمی اجلاس حضرت مهدی(ع)شبکه الامام القائم(ع)پایگاه اطلاع رسانی مهدویت(ع) پایگاه یا مهدی(ع)سایت محبان مهدی(عج)
به سوی ظهور
مرکز اطلاع رسانی امام مهدی(ع)
شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی(ع)
شبکه اطلاع رسانی حضرت مهدی(ع)
سایت رسمی مسجد مقدس جمکران
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل بیت(ع)
دبیر خانه دائمی اجلاس حضرت مهدی(ع)
شبکه الامام القائم(ع)
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت(ع)
پایگاه یا مهدی(ع)
سایت محبان مهدی(عج)
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی
مناجات
مناجات خواجه عبدالله انصاری الهی کدام زبان به ستايش تو رسد ؟ کدام خرد صفت تو را بر تابد ، کدام شکر با نيکوئی تو برابر آيد ، کدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد. خدايا از ما هر که را بينی معيوب بينی ، هر کر دار بينی همه با تقصير بينی ، با اينهمه باران رحمت تو باز نايستد و جز گل کرم نرويد ، چون با دشمن با چنان پس با دوستان چه اندازه و چه پايان . الهی اين سوز امروز ما درد آميز است ، نه طاقت بسر بردن نه جای گريز است ، اين چه تيغ است که چنين تيز است ، نه جای آرام و نه روی پرهيز است. الهی هر کس بر چيزی است و من ندانم بر چه ام ، هميم آن است که کی دانسته شود که من کيم ؟ الهی اين تن کان حسرت است و دل من مايه درد و محنت ، می نيارم گفت کاين همه چرا بهره من ، نه دست رسد مرا بر کان چاره من. الهی بود من بر من تاوان است ، تو يک بار بود خود بر من تابان ، مصيبت من بر من گران است ، تو آب خود بر من باران . خداوندا گناه من زير حلم تو پنهان است تو پرده عفو بر من گستران. الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است ، و گر جان در سر دوستی کرد شايد ، که دوست را به جای جان است ، غرق شده آب نبيند که گرفتار آن است به روز چراغ نيفروزند که روز خود چراغ جهان است . الهی چون با خود نگرم و کردار خود بينم گويم از من زار تر کيست ؟ بندگی تو بينم گويم از من بزرگوار تر کيست ؟ الهی گاهی به خود می نگرم هم سوز و نياز شوم و گاهی که به او نگرم همه راز و ناز شوم ، چون بخود نگرم گويم : الهی تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی چنانی ، عظيم شانی و بزرگ احسانی ، عزيز سلطانی ، ديان و مهربانی ، هم نهانی و هم عيانی ، ديده ها را نهانی و جان را عيانی ، من سزای تو ندانم و تو دانی . الهی آنچه بر سر ما آيد بر سر کسی نيايد ، ديده ای که به نظاره تو آيد ، هر گز باز پس نيايد ، اصل و صال دل است و باقی زحمت آب و گل . الهی نظر خود بر ما مدام کن و ما را بر داشته خود نام کن و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن . الهی نه نيستم نه هستم ، نه بريدم نه پيوستم ، نه به خود بيان بستم ، لطيفه ای بودم از آن مستم ، اکنون زير سنگ است دستم الهی فرمائی که بجوی و می ترسانی که بگريز ، مينمائی که بخواه و ميگوئی پرهيز. الهی گريخته بودم تو خواندی ، ترسيده بودم بر خوان نشاندی ابتدا می ترسيدم که مرا بگيری به بلای خويش ، اکنون ميترسم که مرا بفريبی به عطای خويش . الهی چو بدانستم که توانگری درويش است دوست درويشم ، چون وعده ديدار دوست کردی غلام درويشم . الهی شادی نمی شناختم می پنداشتم که شادم ، اکنون مرا چه شادی که شادی شناسی را به باد دادم . الهی چون عزيزان بناز پرورده ما را فراموش کنند تو بر ما رحمت کن. الهی چون ما را در حجره بی شمع و چراغ مبتلا کنند ايمان ما را تو چراغ لحد ما گردانی ، چون در معامله خود می نگرم سزاوار همه عقوبتها هستم و چون در کرم تو نظاره ميکنم سزاوار همه خداونديها هستی. الهی غافلانيم نه کافرانيم ، صمدا به برکت نواختگان حضرت تو و به برکت گداختگان هيبت تو ، الهی به برکت متحيران جلال تو و به برکت مقهوران قهر تو که ما را به صحرای هدايت آری و از اين وحشت آباد به روضه اقدس رسانی . الهی حاجت بسيار دارم و بر همه چيز توانائی ، آنچه ميخواهم ميتوانی که به اين بنده برسانی و از شر ظالمان مرا برهانی ، ای رحمت تو دستگير ما وای کرم تو عذر پذير ما ، ای داننده هر حالی و شنونده هر شکوائی ، ای مجيب هر خواننده وای قريب هر داننده . الهی دانی که بی تو هيچکسم ، دستم گير که در تو رسم ، به ظاهر قبول دارم و به باطن تسليم ، نه از خصم باک دارم نه از دشمن بيم ، اگر دل گويد چرا ؟ گويم سر افکنده ام و اگر خرد گويد چرا ؟ جواب دهم که من بنده ام. الهی به برکت صديقان درگاه تو ، به برکت پاکان درگاه تو که حاجت اين بيچاره درمانده و مهمات جميع مومنين ومومنان را بر آورده بگردانی و آنچه اميد ميداريم به عافيت و دوستکامی برسانی و پيش از مرگ توبه نصوح کرامت نمائی و ختم کارها به کلمه شهادت فرمائی. يا آله العالمين وخيرالناصرين بفضلک و کرمک يا اکرم الاکرمين و يا ارحم الراحمين وصلی الله علی محمد و علی آله و اصحابه اجمعين.
مناجات خواجه عبدالله انصاری
الهی کدام زبان به ستايش تو رسد ؟ کدام خرد صفت تو را بر تابد ، کدام شکر با نيکوئی تو برابر آيد ، کدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد. خدايا از ما هر که را بينی معيوب بينی ، هر کر دار بينی همه با تقصير بينی ، با اينهمه باران رحمت تو باز نايستد و جز گل کرم نرويد ، چون با دشمن با چنان پس با دوستان چه اندازه و چه پايان . الهی اين سوز امروز ما درد آميز است ، نه طاقت بسر بردن نه جای گريز است ، اين چه تيغ است که چنين تيز است ، نه جای آرام و نه روی پرهيز است. الهی هر کس بر چيزی است و من ندانم بر چه ام ، هميم آن است که کی دانسته شود که من کيم ؟ الهی اين تن کان حسرت است و دل من مايه درد و محنت ، می نيارم گفت کاين همه چرا بهره من ، نه دست رسد مرا بر کان چاره من. الهی بود من بر من تاوان است ، تو يک بار بود خود بر من تابان ، مصيبت من بر من گران است ، تو آب خود بر من باران . خداوندا گناه من زير حلم تو پنهان است تو پرده عفو بر من گستران. الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است ، و گر جان در سر دوستی کرد شايد ، که دوست را به جای جان است ، غرق شده آب نبيند که گرفتار آن است به روز چراغ نيفروزند که روز خود چراغ جهان است . الهی چون با خود نگرم و کردار خود بينم گويم از من زار تر کيست ؟ بندگی تو بينم گويم از من بزرگوار تر کيست ؟ الهی گاهی به خود می نگرم هم سوز و نياز شوم و گاهی که به او نگرم همه راز و ناز شوم ، چون بخود نگرم گويم : الهی تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی چنانی ، عظيم شانی و بزرگ احسانی ، عزيز سلطانی ، ديان و مهربانی ، هم نهانی و هم عيانی ، ديده ها را نهانی و جان را عيانی ، من سزای تو ندانم و تو دانی . الهی آنچه بر سر ما آيد بر سر کسی نيايد ، ديده ای که به نظاره تو آيد ، هر گز باز پس نيايد ، اصل و صال دل است و باقی زحمت آب و گل . الهی نظر خود بر ما مدام کن و ما را بر داشته خود نام کن و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن . الهی نه نيستم نه هستم ، نه بريدم نه پيوستم ، نه به خود بيان بستم ، لطيفه ای بودم از آن مستم ، اکنون زير سنگ است دستم الهی فرمائی که بجوی و می ترسانی که بگريز ، مينمائی که بخواه و ميگوئی پرهيز. الهی گريخته بودم تو خواندی ، ترسيده بودم بر خوان نشاندی ابتدا می ترسيدم که مرا بگيری به بلای خويش ، اکنون ميترسم که مرا بفريبی به عطای خويش . الهی چو بدانستم که توانگری درويش است دوست درويشم ، چون وعده ديدار دوست کردی غلام درويشم . الهی شادی نمی شناختم می پنداشتم که شادم ، اکنون مرا چه شادی که شادی شناسی را به باد دادم . الهی چون عزيزان بناز پرورده ما را فراموش کنند تو بر ما رحمت کن. الهی چون ما را در حجره بی شمع و چراغ مبتلا کنند ايمان ما را تو چراغ لحد ما گردانی ، چون در معامله خود می نگرم سزاوار همه عقوبتها هستم و چون در کرم تو نظاره ميکنم سزاوار همه خداونديها هستی. الهی غافلانيم نه کافرانيم ، صمدا به برکت نواختگان حضرت تو و به برکت گداختگان هيبت تو ، الهی به برکت متحيران جلال تو و به برکت مقهوران قهر تو که ما را به صحرای هدايت آری و از اين وحشت آباد به روضه اقدس رسانی . الهی حاجت بسيار دارم و بر همه چيز توانائی ، آنچه ميخواهم ميتوانی که به اين بنده برسانی و از شر ظالمان مرا برهانی ، ای رحمت تو دستگير ما وای کرم تو عذر پذير ما ، ای داننده هر حالی و شنونده هر شکوائی ، ای مجيب هر خواننده وای قريب هر داننده . الهی دانی که بی تو هيچکسم ، دستم گير که در تو رسم ، به ظاهر قبول دارم و به باطن تسليم ، نه از خصم باک دارم نه از دشمن بيم ، اگر دل گويد چرا ؟ گويم سر افکنده ام و اگر خرد گويد چرا ؟ جواب دهم که من بنده ام. الهی به برکت صديقان درگاه تو ، به برکت پاکان درگاه تو که حاجت اين بيچاره درمانده و مهمات جميع مومنين ومومنان را بر آورده بگردانی و آنچه اميد ميداريم به عافيت و دوستکامی برسانی و پيش از مرگ توبه نصوح کرامت نمائی و ختم کارها به کلمه شهادت فرمائی. يا آله العالمين وخيرالناصرين بفضلک و کرمک يا اکرم الاکرمين و يا ارحم الراحمين وصلی الله علی محمد و علی آله و اصحابه اجمعين.
پیوندها
پیرامون مهدویت
مجمع دانشجویی ظهورظهورستانصبح( ارائه مطالبي پيرامون امام مهدي(عج)، انتظار، و غيبت ) یوسف زهرا(عج) سلام ايران( مطالب مهدويت در قالب مقالات انگليسي) پيشگويي ها بي سي آي شيراينتل پایگاه اطلاع رسانی مهدویت(ع) المنتظر(عج) وبلاگ مهدویت(ع)
مجمع دانشجویی ظهور
ظهورستان
صبح( ارائه مطالبي پيرامون امام مهدي(عج)، انتظار، و غيبت )
یوسف زهرا(عج)
سلام ايران( مطالب مهدويت در قالب مقالات انگليسي)
پيشگويي ها
بي سي آي
شيراينتل
المنتظر(عج)
وبلاگ مهدویت(ع)
مدیریت وبلاگ "Esmail Shahbodaghi"
اثبات وجود امام زمان (عج)
ادامه مطلب
:نوشته شده توسط: آمده ام تا یوسف بخرم
جریان مسیحیت صهیونیستی
حوادثي كه پيش شرط بازگشت مسيح(ع) است.
و اما شهر بيت المقدس (قدس)
تاريخچه ديني اين صخره:
فعالیت های انجام شده علیه مسجدالاقصی
اما حقیقت چیست؟
هاليوود و مهدويت
فرقه های مسیحیت
آرماگدون
وقت است که باز آیی